سایت فوتبال شیرازی :

     فوتبال شیراز را شب در آغوش گرفته است . شب بی انتها , شب غم زده , شب پر از هیاهوی سکوت و سکوت هیاهو . هرجا درباره ی فوتبال شیراز صحبت می شود , دو واژه شکست و سقوط پای ثابت آن صحبت هاست و پیروزی و صعود از واژه نامه ی شیرازی ها رخت بربسته . در همه جدول ها تیم های شیرازی از پیش رتبه آخر را برای خود رزرو کرده اند . فجر آخر , برق آخر , بهمن یکی مانده به آخر .  ما هم شده ایم مرثیه خوان این مرده متحرک .
     از کجا بگویم ؟ از کجای این فوتبالی که در درآوردن آب چشم داستان رستم و سهراب را شش تایی کرده است . از کجا بگویم که چشمتان خیس نشود یا دست کم کمتر خیس شود . از کجای این ماتم کده بگویم ؟ از کجا ؟
     بگذارید از پدر فوتبال ایران بگویم . از برق , برق هفتاد ساله , از لاله های نارنجی , از لاله های خشکیده نارنجی . اگر دهخدا زنده بود واژه نامه اش را دگرگون می کرد . معنای سر راهی را برق می نوشت . معنای کما , شکست خورده , گوشت قربانی را برق می نوشت . در این پنج سال هر روز فال ما بد می آید . برای آمدن یک فال خوب حافظ را کلافه کردیم . گویا حافظ هم از حال برق خبر دارد .
     فجر هم حال و روز خوشی ندارد . نامزد ردیف اول سقوط . هفته هفته می گذرد اما دریغ از سه امتیاز . رنسانس امیرکبیر فوتبال ایران هم تفاوتی با قرون وسطی شاغلام نداشت . راستی اگر فجر هم به دسته های پایین تر برود فوتبال با همه شیرینی هایش برایمان تلخ و آیینه دق می شود . دلم تنگ شده برای یک شهرآورد . برای کری خوانی زردها و نارنجی ها . در این چند سال آقای تاریخ برایمان بد نوشت . به جای مادر نامادری نوشت . به جای صعود , سقوط , به جای صدر , قعر و به جای برد , باخت نوشت .

مکث کن آقای تاریخ...!

     دیگر بس است , این ماتم نامه را پایان بده . تو با ما رفیق باش و در این صفحه سپید از روزهای خوب بنویس . بنویس از یک روز پر امید . برق را خالی از آدمک هایی که به هر سازی می رقصند بنویس . بنویس نامادری ها با چندرغاز مادر نشوند . فجر را پولدار بنویس . لیگ برتر را با برق چراغانی کن و یک رنگ زرد روی آن بپاش . بنویس که هواداران به جای گریه لبخند بزنند و روی این بوم امید را نقاشی کن . آقای تاریخ پس از خدای مهربان امیدمان به توست . روی این صفحه سپید آرزوی فوتبالی های شیراز را بنویس .

یا علی